آرشیو دسته ‘شعر
جمعه, اردیبهشت ۲۴م, ۱۳۸۹
گرفتم بعد عمری مدرکی چند
و اینجانب شدم حالا مهندس
ندانستم که ریزد از چپ و راست
ز پایین و از آن بالا مهندس
غضنفر گاری اش را هول نمیداد :
د ِ یالا هول بده یالا مهندس !!!
تقی هم چونه میزد کنج بازار
نمی ارزه واسم والا مهندس
***
به مرد قهوه چی میگفت اصغر :
دو تا ...
موضوع : شعر, طنز | بدون نظر »
پنجشنبه, اردیبهشت ۲م, ۱۳۸۹
درسی از ابن یمین فریومدی برای همیشه :
هر کس که بداند و بداند که بداند/ اسب شرف از گنبد گردون بجهاند
هر کس که بداند و نداند که بداند/ بیدار نمایید که بس خفتـــه نماند
هر کس که نداند و بداند که نداند/ لنگان خرک خویش به منزل برساند
هر کس که ...
موضوع : شعر | ۲ نظر »
سه شنبه, فروردین ۱۷م, ۱۳۸۹
آنــکس کــه نداند و نداند کــه نداند
شب تا به سحر راحت و آرام بخوابد
موضوع : شعر, طنز | بدون نظر »
سه شنبه, فروردین ۱۷م, ۱۳۸۹
ما زنده به آنیم که گـــودر بخـــوانیم
وصلیم که بی گوگلی ما عدم ماست
موضوع : شعر, طنز | بدون نظر »
سه شنبه, فروردین ۱۰م, ۱۳۸۹
سیف فرغانی : هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
از ویکینبشته http://fa.wikisource.org/wiki
---
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب
بر دولت آشیان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایام ناگهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد
آب اجل که هست ...
موضوع : شعر | بدون نظر »
جمعه, اسفند ۲۸م, ۱۳۸۸
ببینم ؟!
مگه برای سال 88 ما این همه "سال مبارک" به هم دیگه نپروندیم ؟ پس چرا این جوری شد ؟!
status یکی از دوستام تو یاهو مسنجر خیلی جالبه : پروردگارا ... در سال پلنگ ما را از شر این میمون خلاص کن.
حالا اینم روش !
فرا رسیدن سال 14089 اهورایی ...
موضوع : خبر, شعر, شکایت, چرت و پرت | ۱ نظر »
جمعه, اسفند ۲۸م, ۱۳۸۸
رو تک درخت خونه یه یا کریم نشسته
با زخم تیر صیاد بال و پرش شکسته
زار و پریشون شده تاب و توون نداره
دیگه توی وجودش یه ذره جون نداره
غصه نخور یا کریم دوباره پر میگیری
اگه بشی نا امید به دست غم میمیری
منم دلم شکسته غم به دلم نشسته
کسی تو این زمونه ...
موضوع : آهنگ, شعر | بدون نظر »
چهارشنبه, اسفند ۲۶م, ۱۳۸۸
آنانکه محیط فضل و آداب شدند
در جمع کمال، شمع اصحاب شدند
ره زین شب تاریک نبردند برون
گفتند فسانه ای و در خواب شدند
موضوع : شعر | بدون نظر »
چهارشنبه, اسفند ۲۶م, ۱۳۸۸
می نوش که عمر جاودانی اینست
خود حاصلت از دور جوانی اینست
هنگام گل و باده و یاران سرمست
خوش باش دمی که زندگانی اینست
موضوع : شعر | بدون نظر »